سینما، حال خوب

سینمایی که حال آدم را بد کند، مزخرف است. سینما حرمت دارد، زباله دانِ افکار پلاسیده و کفرآلود و دل به همزن فیلمساز نیست! حالا میخواهد غول بزرگی مثل برگمان باشد یا تارکوفسکی و فون تریه؛ سینمایی خوب است که حالت را خوب کند! رعشه بیاندازد بر قلبت و غلغکت بدهد برای آرزو کردن های بی انتها!... فیلمسازی غمگین و پوچ، حکما ادا و اطواری روشنفکرنمایانه است؛ ژستی خودنمایانه و نارسیستی که طی آن فیلمساز تلاش میکند خود را از مردم جدا کند، پُتک تحقیر بر سر آنها بزند و بعد که فیلمش نفروخت، بگذارد پای این حساب که هیچکس من را نمیفهمد! و من خیلی خاص و تافته ی جدابافته هستم.
یک کلام! سینما یعنی رقص ولگردی چاپلین!...

  
نویسنده : حسین عطایی ; ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٤
تگ ها :